جعفر شهرى باف

11

طهران قديم ( فارسى )

چهل و هشتم صحيفهء سجّاديه و انجام قربانى از طرف حج‌كرده‌ها و پسردارها و نذرمندان كه برايشان دوجانبه محسوب ميگرديد و اين همان روز بود كه ( شتر قربانى ) شاهى نيز در ميدان توپخانه بطوريكه ذكرش گذشت به عمل آمده شاه شتر قربانى معلوم شده موكب آن با عظمت و هيمنهء زياد به حركت درآمده با خوارى و خفت فراوان گسسته ميگرديد . از تكاليف فرضى عرفى هر حاجى در اين روز بود كه بايد قربانى نمايد ، اگرچه فقير و سرمايه از دست داده بوده باشد ، و سرپيچى از آن موجب بىآبروئى و شماتت و فضيحت ميگرديد كه مزيد بر فقر و تهيدستى او ميآمد و پسردارها ، مخصوصا يكى يك‌دانه‌دارها كه حتما در اين روز به تصدق فرزند بايد قربانى نمايند و از سحر اين روز بود كه پشت در خانهء حاجىها نذرىبگيرها و فقرا و مفت‌بران گردآمده صدا به فرياد و فغان سر داده از در و ديوار بالا ميرفتند و بر بيچاره حاجى و قربانى بكن بود كه هرآينه بجاى يك گوسفند ده و بيست گوسفند هم سر بريده باشد باز در آخر هدف دشنام و ناسزاى حاجت‌خواهان قرار گرفته جز در شب‌ها از خانه نتواند پا بيرون بگذارد و از آن پس نيز تا روزها و هفته‌ها مورد خشم و غضب لش‌ولوش‌ها و كسبه و بيكاره‌هاى محل بوده سرافكندگى و زبان اعتذار داشته باشد و از دو روز به عيد قربان مانده هم بود كه گله‌هاى كوچك و بزرگ گوسفند قربانى كوچه محله‌ها را پر كرده با فرياد آى گوسفند قربانى فروشندگانشان ورود عيد قربان اعلام ميگرديد . ديگر تعطيل كسب و كار دوزنده‌ها و خياطها در اين روز بود ، چه عقيده داشتند كه به كار بردن سوزن و جوالدوز و امثال آن در عيد قربان موجب تيغ رفتن به پاى حاجىها در مكه مىشود و عقيده‌ى زنها در اين زمينه كه سوزن زدن در اين روز سبب عقربك ( جراحت گوشه ناخن ) خواهد شد و لزوم خوددارى از جماع و همبسترى كه از آن جنين ناقص الخلقه‌ى شش انگشتى ميگردد . و ديگر اعمالى وسيلهء اعضاى گوسفند قربانى ، از قبيل آنكه چشم قربانى را